X
تبلیغات
رایتل

بی نام و نشان

موقتا بعدا صاحب پدر مادر می شوم

آقا اجازه

سه‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 11:15 ق.ظ

تیری به سوی ما گرفت ، آقا اجازه 

لبهائی  از  نو  پا گرفت  ، آقا اجازه 

میخواست لبخندی پای انگشتش بپاشی 

دستی که اینجا جا گرفت ، آقا اجازه 

اول جوابی بودو  یک نقطه نمی شد 

اما ندیدی   ،  تا گرفت  ،  آقا  اجازه 

شاید به دنبال سوالی تازه میگشت 

بی موقع دست و پا گرفت ،آقا اجازه 

مردی که از آن گوشه ها شاید خبر داشت 

این گوشه ها تنها گرفت  ، آقا اجازه   

آقا اجازه هست که تابستان بپوشیم 

دستانمان سرما گرفت ، آقا اجازه   

یک تکه نان از آن دبستان در نیامد  

تنها دل بابا گرفت ، آقا اجازه

 

 

: این مداد پاک کن خط سرش نمیشود ،مشکل از کاغذو مشکل از مداد نیست .


کدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ