X
تبلیغات
رایتل

بی نام و نشان

موقتا بعدا صاحب پدر مادر می شوم

انگشت سبابه

جمعه 16 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 12:50 ب.ظ

امشب دوباره سرش درد میکند  

 

انگشت سبابه ای که پا میزند به چشم من  

قیچی به روی خودش درو میکند حرف را  

گونی سر نان شبش را گره نمی زند   

امشب دوباره نفس که حبس میکنی  

امشب دوباره همان سک سکه همیشگی   

من را مسکن دجال پاشوره میکند  

یا اینکه رختخواب تا شده ای معجزه میشود  

قانون نیمه شب را نوشته ام  

این جوجه اردک زشت هم انگار راضی است  

من روی تبصره قو حرف میزنم   

او هم به اصل ۴۴ گوش میکند  

با پاچه های ورکشیده چالوس خواب من   

از پیچ این واژه ها هم عبور میکند   

هی چانه میزند طای دسته دار  

هی ذست من جیم را مرور میکند  

شاید که ازدحام مشقها پشت دفترم   

از بیسوادی انگشت سبابه ام کم کند  

یا چشمی که با سیلی شب سرخ میکنم 

  

                فردا برای گوشهایم آبرو شود. 

                 

ضجه - به روایتی دیگر


کدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ