X
تبلیغات
رایتل

بی نام و نشان

موقتا بعدا صاحب پدر مادر می شوم

خسته شو از خودت ، که همیشه ناراحتی

سه‌شنبه 17 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 07:17 ب.ظ

موسی بندری : بروید بستنی بفروشید 

 

 

آه ای پیامبر اوللعزم ،موسی  

 

فرستاده ی خدا 

 

این قوم را رها کن که بندری 

 

                 شاعرنمیشود 

 

 

ما گوساله پرستان،  

 

ِبافهم یونجه ای ، 

 

از لا به لای مزرعه تو،  

 

        یک خط بر نکرده ایم.

 

 

این آیه های تو تکراری است  

 

جرجیس پشت من شکسته بود  

 

شیطان شده ایم ما ، 

 

           شرمنده ،  

 

       به آدم سجده نمکنیم . 

  

 

جناب استاد ، 

 

    به کرات فرموده اید که تنها کسی از نگاه شماشاعر است ، که روزی ۸ ساعت کارشعر کند . قبول  

والبته برهیچ کس پوشیده نیست که اگر شاعر مطالعه وتمرین متداوم داشته باشد صد چندان موفق تر و تاثیر گذار تر است واینهابه گستردگی وازگان شاعر   و تکنیک در  شعر  می افزایدو ما این نصیت پدرانه شما را به گوش جان  می پذیریم . 

اما ، پدر محترم ، استاد گرامی ، 

کاش  شما  هم اگر میشد و مقدورتان بود ، حداقل روزی ۸ دقیقیه تمرین ( مشق یک) شاعرانگی میکردید ، تمرین به اینکه یک بار درمحفلی باشید و کسی را نرنجانید . سخت نیست بخدا 

که انگاری  شاعر باید عاشق باشد ، عاشق مردمش، تا تلنگر بزندتا شعرش به رقص در بیاورد ، پای چشمی خیس کند و .... 

داد هم اگر میزند شاعر ،باید حنجره ی مردم بی صدا و خفه شده باشد نه خنجری به سینه اهل دل و تمناهای نفس وامانده ی خودش متاسفم ، 

متاسفم برای شاعری که برای آوانگارد بودن وثبت اسم،ازچکش  استفاده میکند  ،آنهم توی سر  مای که  میخ   شده ایم به استادی خودش .  

اما در مورد ساجده کشمیری فرمودید : 

 

 (هر کس بگوید کشمیری شعر گفته و شاعر بوده،یا شعر را نمیشناسد یا ساجده را ) 

 

استاد بزرگ ، نقد شعر کشمیری کار درستی است، همانطوری که ما هم  نقد داریم ،اما نقد  شعر کشمیری نفی کشمیری نباید باشد .هی ی حوصله ندارم و گرنه در این خصوص گلایه بسیار است . در پایان ،زور زدم که بگویم : 

 

با فهم ذره بین هیچ چیز بزرگ نیست!

 

                   


کدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ